دوستیابی نژادی در نزدیکی بروجردایران قدمت قدمت انگلیسی قدمت سالمندان در تربت-حیدریهایران برنامه های دوستیابی برای آندروید شهریارایران قدمت سیاه دوستیابی به اندازه بزرگ آبادانایران دوست یابی نوجوان بروجردایران دوستیابی نژادی در اردبیلایران شهرستان دوستیابی در شهریارایران خدمات دوست یابی ارشد در سمنانایران قلاب کامل نزدیک کرمانشاهایران سایت دوستیابی قدمت هر کسی دردایران joy دوست یابی مهاجرت ارومیهایران سایت های دوستیابی رایگان شهر کائمشهرایران message سرویس دوستیابی میلیونر در تربت-حیدریهایران وب سایت دوستیابی رایگان در نزدیکی مارودشتایران برنامه دوست یابی شهر بیرجندایران دوستیابی به اندازه بزرگ میاندوآبایران دوست یابی بابلایران وب سایت مرد آژانس اتصال به قدمت جایگزین در رفسنجانایران قدمت اکنون در کوچانایران سایت های قدمت اجرایی watch 最好的约会教练 南投縣 lesbian dating app near Sutton Coldfield UK get bitcoin with paysafecard speed dating near in Oakville Canada ¿Cómo se beneficia del comercio de divisas
بازاریابی خدمات Service Marketing

بازاریابی خدمات چیست؟

تعداد بسیار زیادی از افراد کسب و کار خود را بر پایه ارائه خدمات، مزیتی که قابل لمس، اندازه­گیری و نگهداری نیست، بنا می‌کنند. با افزایش محبوبیت خدمات (نظیر حمل و نقل بین‌المللی، امور مالی، تعمیرات و …) در اقتصاد جهانی و افزایش روزافزون ارائه خدمات از طریق شرکت های متفاوت، بازاریابی خدمات به موضوعی تبدیل شده که باید به‌طور جداگانه مورد مطالعه قرار گیرد. بازاریابی خدمات بازاریابی مبتنی بر رابطه و ارزش است و چیزی را که به مشتری ارائه می‌دهد یک جسم عینی نیست. از آنجایی که در بازاریابی خدمات با محصولی که قابل مشاهده باشد سروکار نداریم، روند و فعالیت‌های بازاریابی بسیار سخت و پیچیده‌تر است.  بازاریابی خدمات به کاربرد مجموعه ای از استراتژی ها برای پیش بینی نیاز مصرف کننده به یک محصول ناملموس و ایجاد حداکثر ارزش برای او اشار دارد و با بازاریابی محصول متفاوت است. متقاعد­کردن مصرف­کنندگان و قیمت­گذاری محصولات نامشهود در عین فروش خدمات، یک کار چالش برانگیز است.

خدمات با توجه به تعریف انجمن بازاریابی آمریکا، فعالیت‌ها، منافع و رضایت‌مندي‌هایی هستند که به صورت اختصاصی می­توانند به فروش روند و یا در ارتباط با فروش كالا ارائه می‌شوند.

خدمات یک فعالیت یا منفعت نامحسوس و لمس نشدنى هستند که یک طرف به طرف دیگر ارائه می‌کند و مالکیت چیزى را به دنبال ندارد. تولید خدمت ممکن است به کالاى فیزیکى وابسته باشد و یا نباشد. مثل اجاره اتاق در هتل، تعمیر لوازم منزل، تماشای فیلم سینمایی، تحویل لباس به خشکشویی، مشورت با یک وکیل و … که همگی مستلزم خرید خدمت هستند.

مشخصات بازاریابی خدمات

خدمات بسیار متفاوت از کالاها یا محصولات ملموس هستند و همچنین نیازهای بازاریابی آن نیز متفاوت است. استراتژی­های کلی بازاریابی ممکن است در بازاریابی محصولات غیرمادی به کار نیایند. برخی از ویژگی های اساسی که بازاریابی خدمات را از بازاریابی معمول متمایز می کند به شرح زیر است:

 نامحسوس بودن

خدمات به عنوان یک محصول ناملموس در نظر گرفته می شوند که قابل دیدن یا لمس یا احساس فیزیکی نیست اما می­تواند تجربه شود و تصمیم خرید مشتری کاملاً مبتنی بر درک وی از ارائه خدمات است. مشتری ها وقت و تلاش زیادی را در تصمیم گیری ها صرف می کنند، به ویژه برای خدماتی که شامل سرمایه گذاری و ریسک زیادی است. اطمینان بازاریاب از عملکرد خدمات بر تصمیم مصرف کننده تأثیر می گذارد. با این حال ، ممکن است حتی اندکی تبلیغات منفی منجر به منصرف شدن مصرف کننده خدمات شود.

 

استفاده از محصولات ملموس

ارائه دهندگان خدمات برای ارائه خدمات مناسب به مصرف کنندگان از محصولات ملموس یا واقعی مختلف استفاده می­کنند. محصولات استفاده شده جهت ارائه خدمات، برای مشتریان ارزش ایجاد می کنند. به عنوان مثال ، یک آژانس مسافرتی باید بلیط قطار (که معمولا به صورت فیزیکی در دسترس است) را برای مشتریان رزرو کند. بنابراین ، تجربه مسافر از سفر براساس بلیط موجود با وی است.

 بدون نیاز به نگهداری کالا

خدمات ناملموس هستند بنابراین، بر خلاف محصولات نیازی به نگهداری موجودی کالا ندارند. سودآوری در صنعت خدمات به برتری ارائه­دهنده خدمات و عملیات تجاری بستگی دارد. به عنوان مثال ، یک عکاس به دلیل مهارت، کلیک و نمونه کارها شناخته شده است و نیازی به نگهداری کالا ندارد. برعکس ، شخصی که دوربین و آلبوم می فروشد به دلیل کیفیت محصول شناخته شده است و باید موجودی کافی داشته باشد.

حساسیت به قیمت پایین

هنگامی که ما در مورد صنعت خدمات صحبت می­کنیم، متوجه می­شویم که مصرف­کنندگان از قیمت آگاه نیستند بلکه بیشتر نگران کیفیت خدمات دریافتی خود هستند. یک محصول خدماتی با نقص صفر، بالاترین پتانسیل درآمد را دارد. بنابراین، می­توان گفت که حساسیت قیمت مصرف کننده نسبت به خدمات با سطح انتظار عملکرد رابطه معکوس دارد. به عنوان مثال در مورد محصولات خدماتی مانند مکانیک خودرو، حساسیت قیمت بسیار زیاد است. حتی اگر سطح انتظار برای عملکرد پایین است (یعنی دامنه مقاومت در برابر نقص وجود دارد). با این حال ، در محصولات مالی مانند آموزش، حساسیت قیمتی کمی وجود دارد، اما سطح انتظار عملکرد نیز بسیار بالا است (با تحمل صفر به نقص).

 مثلث بازاریابی خدمات:

سه عنصر اساسی درگیر در صنعت خدمات، شرکت، کارمندان و مصرف کنندگان هستند. بازاریابی خدمات، بر ویژگی‌های متمایزِ خدمات تمرکز دارد و نشان می‌دهد که خدمات ارائه شونده چطور بر رفتار مشتری واستراتژی بازاریابی تأثیر می‌گذارند. بازاریابی خدمات دامنه‌ی وسیعی دارد و موارد متعددی را در بر می‌گیرد که از جمله می­توان به ایجاد وفاداری مشتری، مدیریت روابط، رسیدگی به شکایات، بهبود کیفیت خدمات و بهبود بهره‌وری فرآیندهای خدماتی و در نهایت دسترسی به بهترین جایگاه در میان شرکت‌های رقیب، اشاره کرکه رابطه بین سه عنصر اساسی صنعت خدمات را نشان می­دهد و بر تقسیم استراتژی­های بازاریابی خدمات به سه دسته کلی تأکید دارد:

بازاریابی داخلی

از طریق بازاریابی داخلی شرکت به کارمندانی متصل می­شود که برای ارائه خدمات به مشتریان و کمک، راهنمایی آن­ها و آموزش دیده اند.

بازاریابی خارجی

این شکل مستقیم بازاریابی خدمات است. در اینجا شرکت از طریق وب سایت، تبلیغات، رسانه های اجتماعی و سایر عوامل، ارتباط با مشتریان هدف را برقرار می­کند تا تجارت را ادامه دهد.

بازاریابی تعاملی

یکی از مهمترین وظایف بازاریابی ارائه واقعی خدمات توسط کارمندان به مصرف کننده است. موفقیت در بازاریابی تعاملی به اجرای صحیح بازاریابی داخلی و خارجی بستگی دارد. هدف کارکنان در بازاریابی تعاملی، رضایت مشتری، ارتباط طولانی مدت و حفظ مشتری است. درواقع تصویر مثبت یا منفب از یک شرکت در دست کارمندان آن است.

اهداف بازاریابی خدمات:

به طور کلی بازاریابی خدمات به دنبال دستیابی به اهداف زیر است:

  • جذب مشتریان جدید
  • معرفی برند
  • توصیه خدمات از سوی مشتریان فعلی
  • حفظ مشتریان فعلی و فروش خدمات پیشرفته‌تر به آنان

هنگامی که تنها برخی از بخش­های تجاری صرفاً به محصولات ناملموس اشتغال دارند، سایر بخشها یا با 100٪ محصولات ملموس معامله می کنند یا شامل محصولات واقعی و غیرمادی هستند. صنعت خدمات طی سالهای اخیر برای کمک به صنعت تولید و همچنین کمک به توسعه اقتصاد بسیار پیشرفت کرده است.

مثالی از بازاریابی خدمات در صنعت ساختمان

شرکت مهندسی بازاریابی و فروش دوان ایرانیان، اولین شرکت ارائه دهنده خدمات مهندسی بازاریابی و فروش در صنعت ساختمان در ایران است که با توجه به ارائه خدمات در حیطه صنعت ساختمان، اهداف این شرکت در حیطه service marketing قرار می­گیرد. به طور کلی مهندس بازاریابی و فروش کسی است که اطلاعات علمی و تکنیکی لازم را در مورد محصول و یا خدماتی که قصد فروش و یا ارائه آن را دارد داشته باشد و در این مورد آموزش های لازم را دیده باشد. مهندسان فروش تعیین می­کنند که محصولات و خدمات چگونه می توانند متناسب با نیازهای مشتری طراحی یا اصلاح شوند همچنین به مخاطبان خود در مورد چگونگی استفاده بهتر از محصولات یا خدمات ارائه شده مشاوره می­دهند. به عنوان مثال مهندسان بازاریابی و فروش خدمات صنعت ساختمان، در مورد چگونگی بهره برداری یک مرکز تجاری به مالکان آن مشاوره داده و یا به برندینگ و شناساندن یک مرکز تجاری یا مسکونی به مخاطبان هدف در جهت فروش و اجاره واحدها می پردازند و خدمات ارائه را به جای محصول ملموس ارائه می­کنند و می­فروشند.

صنعت ساختمان یکی از تأثیرگذارترین صنایع حال حاضر دنیا است. بازارهای رقابتی و پیچیده موجود و شدت بالای تغییرات روز افزون تکنولوژیکی، بقای شرکت ها و کسب و کارهای مرتبط با این صنعت را با چالش رو­به رو کرده است. از این رو حضور یک تیم حرفه ای و متخصص که بتوانند مجموعه ­ای از فرآیندهای مرتبط را به صورت یکپارچه و آگاهانه اجرا نمایند تا خدمات ارائه شده کاملا بر نیازهای مخاطبان منطبق بوده و رضایت خاطر آن ها را همراه داشته باشد، امری ضروری به نظر می رسد. شرکت دوان ایرانیان رویکردی علمی را در زمینه بازاریابی و فروش خدمات صنعت ساختمان در پیش گرفته است و  خدمات ارزنده و قابل توجهی را در این زمینه ارائه می­کند که بسیاری از این خدمات برای اولین بار در ایران معرفی شده­ اند. از جمله این خدمات می توان به مطالعات فرصت، تحقیقات بازار ، تعیین استراتژی های قیمت گذاری، واگذاری و فروش و همچنین مدیریت چیدمان صنوف مجموعه، مدیریت جذب برند، برندینگ، تعیین هویت و تدوین انواع استراتژی های بازاریابی از جمله استراتژی­های تبلیغاتی ( برگزاری کمپین­های بازاریابی و... ) اشاره کرد.

 

 

 

 

 
بازاریابی (Marketing)

مارکتینگ چیست؟

منشأ نظام بازاریابی (مارکتینگ)، نیاز و خواسته‌های انسان است. محصول زاییده نیاز بشریت است، هر ارائه‌دهنده خدمات و یا برآورده‌کننده نیاز را می‌توان محصول قلمداد کرد، که می­تواند شامل افراد، مکان‌ها، سازمان‌ها، خدمات و... باشد. به‌عبارت‌دیگر، محصول عبارت است از چیزی که قادر به ارضای یک خواسته باشد. محصولات به هر اندازه که نیازهای فرد را رفع کنند، دارای ارزش هستند. خواسته در بازاریابی، شکل برآورده ساختن نیاز است و تقاضا توانایی رفع خواسته است. بازاریابی از زمانی آغاز می‌شود که فرد تصمیم می‌گیرد نیازها و خواسته‌هایش را ارضا کند.

اولین مورد در جهت ارضای نیاز خود تولیدی است. انسان گرسنه، گرسنگی خود را از طریق شکار و... برطرف می‌کند. در اینجا نه بازاری وجود دارد و نه بازاریابی.

دومین مورد درخواست از دیگران است. فرد گرسنه از فردی دیگر به‌عنوان کار خیر غذا طلب می‌کند و چیزی جز قدردانی عرضه نمی‌دارد.

سومین مورد اعمال زور است. فرد گرسنه می‌تواند با زور یا دزدی غذا را از چنگ دیگری دربیاورد. در اینجا از قدردانی خبری نیست.

چهارمین مورد مبادله است. فرد گرسنه می‌تواند به فرد دیگری که غذا دارد مراجعه کرده، منبعی را برای مبادله با غذا پیشنهاد کند. این منبع می‌تواند پول، محصول یا خدمتی باشد که برای صاحب غذا دارای ارزش است.

و بازار عبارت است از محلی برای مبادلات بالقوه محصول و یا خدمات. تعریف بازار ما را به تعریف بازاریابی می­رساند که تلاشی است در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات برای ارضای نیازها و خواسته‌های بشر.

انجمن بازاریابی آمریکا، مارکتینگ را مجموعه‌ای از فعالیت­ها و فرآیندهایی می‌داند که در جهت ایجاد، ارتباط و مبادله پیشنهاد‌هایی است که برای مصرف‌کنندگان، مشتریان، شرکا و جامعه ایجاد ارزش می­کند (مصوب سال 2017 میلادی). تعاریف انجمن بازاریابی آمریکا AMA از مارکتینگ و تحقیقات مارکتینگ هر سه سال یک‌بار توسط هیئت متشکل از پنج دانشمند محقق فعال، بازبینی و تأیید می‌شود.

بازاریابی یعنی نیازسنجی بازارهای هدف و تعریف چگونگی حضور در بازارها، فرآیند شناخت مشتریان و ایجاد و حفظ روابط با آن‌ها. به‌طور اجمالی می­توان گفت مارکتینگ فرآیند فهمیدن عمیق و درست نیازهای مشتریان و ارائه دقیق خدمت و یا محصولی است که رضایت مخاطبان ما را به همراه دارد.

در کشور ما اغلب این واژه ممکن است با علوم دیگر اشتباه گرفته شود. به‌عنوان‌مثال نباید مارکتینگ را با علم فروش و یا تبلیغات اشتباه گرفت. بلکه فروش و تبلیغات تنها بخش‌هایی از بازاریابی هستند و کل آن را شامل نمی­شوند. بازاریابی چیزی فراتر از فروش و تبلیغات است. مارکتینگ راهی است که بتواند کل تجارت یک برند را در بازار جستجو کند. برای دستیابی به موفقیت باید از همه‌ جوانب بازاریابی به طرز صحیح استفاده کنیم.

برند

یک برند، یک نام، اصطلاح، طرح، نماد و یا دیگر ویژگی‌ای است که کالاها یا خدمات یک فروشنده را از سایر فروشندگان متمایز می‌نماید. یک برند یک دارایی نامشهود است که هدف آن ایجاد تصاویر و ارتباطات متمایز در ذهن ذی‌نفعان است و از این طریق ارزش و یا سود اقتصادی ایجاد می‌نماید.

آمیخته بازاریابی

عبارت آمیخته بازاریابی در دهه 50 توسط Neil Borden، استاد دانشگاه هاروارد و رئیس اسبق انجمن بازاریابی آمریکا، مطرح شد. مفهوم آن این است که یک یک بازاریاب "تلفیق کننده ای از اجزاء" می­باشد و وظیفه او دستیابی به روش­های مختلفی از رقابت است که باید تمام این روش ها را به صورت یک آمیخته ارائه کند تا  بتواند حداکثر سودآوری را کسب کند. البته بسیاری اعتقاد دارن که بوردن کانسپت خود را در این قالب محدود تعریف نکرده بوده است و منظوری فراتر داشته است. بعدها که روش­های مختلف رقابت بررسی شد این آمیخته در قالب 4Ps در ادبیات مطرح گردید. آمیخته بازاریابی ابزاری برای اطمینان از موفقیت‌آمیز بودن فرآیند بازاریابی از طریق تجزیه‌وتحلیل نیاز مشتری، تعیین هزینه محصول یا خدمات، تصمیم‌گیری در مورد کانال توزیع مناسب، تبادل ایده و اطلاعات محصول به مشتریان، ایجاد یک تیم بازاریابی قوی، کانال‌سازی فعالیت‌های بازاریابی و سازگاری با فضای بازار تعریف می شود. آمیخته بازاریابی همان چیزی است که بایستی مخاطب را با آن هدف گرفت، برند سازی و برندینگ سازمانی در این حوزه بررسی می­گردد.

آمیخته بازاریابی در حقیقت لیستی از دسته بندی های متغیرهای بازاریابی است؛ با این حال میتوانیم به راحتی مشاهده کنیم که این آمیخته ارائه شده ممکن است تمامی موقعیت ها را پشتیبانی نکند و یا شامل بسیاری از متغیرها نیست. اگرچه در طی این سال ها ادبیات آکادمیک بازاریابی بسیاری المان های دیگر را در قالب P های بعدی به این لیست اضافه کرده است؛ همین موضوع حاکی از ناقص بودن چارچوب آمیخته است. به عنوان مثال؛ موضوع "خدمات"، از جمله مباحث چالش برانگیز این سال ها بوده که اضافه کردن آن به لیست آمیخته بازاریابی با اما و اگر های بسیاری همراه بوده است. جرمی مک کارتی که از او به عنوان بنیان گذار Pهای مارکتینگ یاد می شود، 3p به چهارP بوردن اضافه کرد و آمیخته بازاریابی را به صورت 7P تعریف کرد. 7Pتوسعه 4P است که جهت استفاده توسط شرکت هایی که محصولات را به صورت خدمات ارائه می دهند، توسعه یافت. آمیخته بازاریابی، فهرستی از مواد اولیه‌ی آشپزی شماست و کابینت آشپزخانه‌ی هر کس، می‌تواند مواد متفاوتی را در خود داشته باشد.

محصول (Product):

یک محصول به‌عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌های (خصوصیات، عملکردها، مزایا و کاربردها) قابل‌تبادل یا استفاده تعریف می‌شود که معمولاً ترکیبی از اشکال ملموس و ناملموس می‌باشد. بنابراین یک محصول ممکن است یک ایده، یک ماهیت فیزیکی (کالا) یا یک خدمات و یا هر ترکیبی از این سه مورد باشد که به‌منظور مبادله و در راستای رضایت‌بخشی اهداف فردی و سازمانی وجود دارد. درحالی‌که از عبارت محصولات و خدمات استفاده می‌شود، محصول اصطلاحی است که هم کالاها و هم خدمات را در برمی‌گیرد.

قیمت (Price):

 قیمت نسبت رسمی‌ای است که مقدار پول، کالا یا خدمات موردنیاز برای دستیابی به مقدار مشخصی کالا یا خدمات را نشان می‌دهد. هزینه‌ای که مشتری برای به دست آوردن کالایی باید بپردازد.

مکان یا توزیع (Place):

توزیع به عمل بازاریابی و حمل محصولات به مصرف‌کنندگان اطلاق می‌شود. همچنین برای توصیف میزان پوشش بازار برای یک محصول خاص استفاده می‌شود. از میان Pهای مارکتینگ، place نشان‌دهنده مکان یا استقرار می‌باشد. توزیع کالا یا خدمات باید به‌گونه‌ای باشد که به‌راحتی توسط مشتریان قابل‌دسترسی باشد. برای این منظور، تصمیمات مربوط به مدیریت زنجیره تأمین، بازار هدف، مدیریت موجودی، محیط حمل‌ونقل و محل واحدهای تأمین باید به درستی اتخاذ شود.

ترویج (Promotion):

بر اساس انجمن تبلیغات ملی (ANA)، بازاریابی ترویجی شامل تاکتیک‌هایی است که خرید کوتاه‌مدت را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بر میزان و مقدار خرید تأثیر می‌گذارد و ازنظر حجم، سهم و سود قابل اندازه‌گیری است. به‌عنوان‌مثال می‌توان به کوپن، قرعه‌کشی، تخفیف، حق بیمه، بسته‌بندی ویژه، بازاریابی و ... اشاره کرد. برای برقراری ارتباط محصول یا خدمات با مشتریان، باید استراتژی‌های تبلیغاتی ارائه شود. برنامه‌های تبلیغاتی شامل بازاریابی مستقیم، فروش، تیم فروش، مدیریت ارتباط با مشتری، تبلیغات و ... است.

مردم (People):

انتخاب افراد مناسب برای تشکیل تیم بازاریابی ضروری است. تمرکز بر دانش، تجربه، مهارت‌های ارتباطی، آموزش، توسعه و غیره کارمند برای درک نیازها و نیازهای مشتری است.

روند (Process):

فعالیت‌های بازاریابی باید به‌گونه‌ای تنظیم و برنامه‌ریزی شود که مصرف‌کنندگان حداکثر رضایت خود را از خدماتی که به آن‌ها ارائه می‌شود کسب کنند. این فاکتورها مانند روش‌های پرداخت، خدمات مشتری، لمس شخصی، سفارشی‌سازی، تجربه مشتری و غیره را در نظر می‌گیرد.

شواهد فیزیکی (Physical evidence):

اثبات اینکه محصول یا خدمات عملکرد خوبی در بازار دارد و تمایز آن از رقبا مانند بسته‌بندی، صورتحساب و فاکتورها، بروشورها، جزوه‌ها، درگاه‌های وب، تقدیر و جوایز و ... را شامل می‌شود.

مثال:

نام تجاری تلفن‌های هوشمند چینی شیائومی (Xiaomi) بهترین نمونه از ترکیب بازاریابی است که به خوبی اجرا شده است. این برند تلفن‌های هوشمندی را ایجاد می‌کند که دارای جدیدترین ویژگی‌های رقابتی با ویژگی‌های تلفن آیفون برای پاسخگویی به نیازهای مشتری است. محصولات تقریباً با نیمی از قیمت محصولات رقیب قیمت‌گذاری شده‌اند تا ارزش بالایی را با قیمت پایین به مشتریان ارائه دهند. مؤثرترین استراتژی این برند معرفی محصولات از طریق فروشگاه الکترونیکی خود به‌عنوان بازار اصلی آن، فروش آنلاین محصولات بود. شیائومی از ابزارهای مختلف ارتباطی مانند تبلیغات از طریق رسانه‌های اجتماعی، ایجاد کمبود محصول، جامعه «طرفداران Mi» و غیره استفاده کرد. بنابراین، شیائومی به مارک برتر تلفن‌های هوشمند به علت تولید محصولی رقابتی با هزینه کم و فروش آن با قیمت پایین و با محبوبیت بالا در بین مصرف‌کنندگان آن شد.

ایده آمیخته بازاریابی یا همان 4Ps (محصول، قیمت، مکان و فعالیت های ترویجی) تا به امروز یکی از قدرتمندترین کانسپت­های این حوزه باقی مانده است؛ تا آنجا که با ظهور این مفهوم، بسیاری از نظریه های مطرح تا پیش از آن دوران از ادبیات موضوعی این رشته تقریباً حذف شدند. این پارادایم حدود چهل سال گذشته پارادایم غالب در حوزه بازاریابی بوده تا جایی که جدیدترین تعریف بازاریابی از سوی انجمن بازایابی آمریکا همچنان روی همان آمیخته بازاریابی مطرح شده در دهه شصت مانور می دهد و تنها تأکیدی بیشتر بر مفاهیم دارد.کنت نیز از این آمیخته به عنوان "چهارگانه مقدس، حک شده بر لوحی از سنگ و مذهب بازاریابی" یاد می کند.

با این حال صحبت از جایگزینی پارادایم به دلیل عدم پاسخگویی به شرایط موجود مطرح می­شود و بازاریابی در عمل به سمتی می رود که امروز باید بیشتر در خدمت برآورده کردن نیازهای واقعی و مطابق با خواسته های مشتریان پیش رود و همین مفاهیم جدید سبب تغییر در نگرش و سمت و سوی بازاریابی شده است. پارادایم آمیخته بازاریابی در حال دادن جای خود به کانسپت های نوین دیگری است و از جمله دلایل این جایگزینی میتوان موارد زیر را نام برد:

  • جهانی سازی کسب و کارها
  • پی بردن به اهمیت بقا و ماندگاری مشتری و اقتصاد بازار
  • پی بردن به اهمیت اقتصاد ارتباط با مشتری

هر پارادایم بازاریابی باید به بهترین نحو مفهوم بازاریابی را در بر بگیرد. منظور از مفهوم بازاریابی یعنی ایده و نظریه ای که از طریق طراحی و جهت دهی فعالیت های یک سازمان بر مبنای نیازها و خواسته های مشتریان در بازارهای هدف مشخص و منتخب، بهترین دستاورد را برای آن سازمان داشته باشد. با توجه به این تعریف، کاملا مشخص است که پارادایم آمیخته بازاریابی این انطباق کامل با مفهوم بازاریابی را ندارد. پارادایم بازاریابی باید بر مبنای علایق مشتریان باشد (مشتری کسی است که کاری برای او انجام داده می شود)؛ در حالی که رویکرد 4Ps مشتری را کسی می بیند که کاری برای ارائه کردن به او طراحی شده است. به عبارت دیگر اگر بخواهیم از الفاظ مشخص تری استفاده کنیم؛ رویکرد 4p مبتنی بر محصول است و ما امروز در پی رویکردی مبتنی بر بازار یا مشتری هستیم. ناکارآمدی تئوری 4p به عنوان تئوری اصلی در بازاریابی در عمل به خصوص وقتی از ارائه خدمات صحبت می شود بسیار مورد بحث است. از آنجایی که در بازاریابی خدمات با محصولی عینی سروکار نداریم، روند و فعالیت‌های بازاریابی بسیار سخت و پیچیده‌تر است و Pهای مارکتینگ ممکن است نتواند با چالش های بازاریابی خدماتی از جمله پیش بینی نیازهای مصرف کنندگان به خدماتی خاص، نحوه متقاعد کردن مصرف کننده و قیمت گذاری محصول نامشهود و ... به صورت کامل منطبق شود.

نتیجه رویکرد آمیخته بازاریابی

 کریستین گرونوس، استاد فنلاندی، پایه گذار بازاریابی رابطه ای و بازاریابی خدماتی، در مقاله خود با عنوان " از آمیخته بازاریابی تا بازاریابی رابطه مند" نتیجه رویکرد آمیخته بازاریابی را تبدیل شدن مارکتینگ به امری آسان و قابل برنامه ریزی می داند که سبب شد تا سازمان ها و شرکت ها بخشی را به عنوان دپارتمان بازاریابی خود تأسیس کردند. به عبارتی در هر سازمان بخشی مجزا با وظایفی مشخص همچون تحلیل بازار، برنامه ریزی بازاریابی، تبلیغات، قیمت گذاری، فروش، فعالیت های ترویجی فروش، بسته بندی و توزیع را تعریف کرد. به عبارت دیگر در ادبیات روزانه ما عبارت دپارتمان بازاریابی هم معنا و مترادف با عملکرد بازاریابی در یک سازمان است که وظیفه توجه به نیازها و خواسته های مشتریان و پاسخگویی به آنها را دارد. اگر به این سبک کمی بیشتر توجه کنیم میبینم که این جدایی سازی فعالیتی بازاریابی و اختصاصی کردن و محدود کردن آن به یک واحد یا دپارتمان مشخص باعث شده است که دیگر بخش های سازمان رویکرد توجه به بازار را از دست بدهند. شاید یک کمپین بازاریابی پرهزینه باعث توسعه شرکت شود، اما الزاما پاسخی به نیازها و خواسته های حقیقی مشتریان نیست.

این جدایی سازی سبب شده بخش های دیگر سازمان به عنوان مثال بخش توزیع، خدمات فنی، تولید و غیره توجه خود را از اصل موضوع دور کنند (نیازهای مشتری) یا در حیطه وظایف خود ندانند. موضوعی که امروزه مطرح است این است که تمام بخش های یک سازمان باید خود را در اصل هدف خدمت رسانی به مشتری درگیر بدانند و به سطحی از بازاریابی مشارکت محور برسند. تکیه بر آمیخته بازاریابی یعنی تکیه بر اطلاعات استخراج شده از تحقیقات بازار و آمارهایی که به دست بازاریابان می رسد. در این حالت بسیار محتمل است که نیروهای بازاریابی حتی یک بار نیز با یک مشتری حقیقی سر و کار نداشته باشند.

بنابراین گرونوس اعتقاد دارد که کانسپت دپارتمان بازاریابی بسیار ناقص و پر اشکال است و امروز این عملکرد باید در ساختار سازمان ها بازتعریف شود تا سازمان شانس "مبتنی بر بازار بودن" را داشته باشد. امروز تمام مدیران و معاونین در یک سازمان به عنوان شخصی تأثیر گذار در عملکرد بازاریابی محسوب می شوند. برخی از سازمان ها با حذف کردن حتی عملکرد بازاریابی در سازمان خود، دقیقا به این هدف نزدیک می شوند که بازاریابی کاری جدا از هرگونه فعالیت دیگر در یک شرکت نیست و شاید این راه حل یکی از بهترین راه ها باشد.

شرکت هایی که با بازارهای عمده سر و کار دارند، احتمالا بیشترین مطابقت را با رویکرد آمیخته بازاریابی داشته باشند و از استراتژی های مبتنی بر معامله بهره می برند. و البته؛ اصلا مدل 4P اساساً برای چنین صنایعی تعریف شده یعنی کالاهای مصرفی. اینجا صحبت از این است که هرچقدر از سمت بازاریابی کالاهای مصرفی به سمت بازاریابی خدمات پیش میرویم مفهمومی به نام عملکرد بازاریابی تعاملی interactive بیشتر نمود پیدا می کند و فعالیت های خارج از آمیخته بازاریابی بیشتر رنگ و بو می گیرد و اهمیت بازاریابان پاره وقت یعنی همان نیروهایی که در صف اول بازاریابی قرار ندارند اما با مشتریان در ارتباط هستند بیشتر شکل میگیرد.

رویکرد معاصر بازاریابی:

همانطور که پیش تر توضیح داده شد به دلیل عدم پاسخگویی آمیخته بازاریابی به شرایط موجود، بازاریابی به سمت تطبیق با بازار امروز و نیازهای مصرف کنندگان پیش می رود. از نقطه نظر مدیریت، ممکن است Four Ps برای بازاریابان کالاهای بسته بندی شده مصرفی ، مفید بوده باشد و استفاده از ابزارهای مختلف رقابت را سازمان یافته تر کرده باشد اما Four Ps هرگز در همه بازارها و انواع موقعیت های بازاریابی قابل استفاده نبوده است. توسعه جایگزین نظریه های بازاریابی ایجاد ارتباط با مشتری را به عنوان بنیان بازاریابی مطرح می کند و راه حصول به اهداف اصلی بازاریابی را  برقراری ارتباط تعاملی با مشتریان می داند.

شرکت هایی که با بازارهای عمده سر و کار دارند، احتمالا بشترین مطابقت را با رویکرد آمیخته بازاریابی داشته باشند و از استراتژی های مبتنی بر معامله بهره می برند. و البته؛ اصلا مدل 4P اساسا برای چنین صنایعی از ابتدا تعریف شده یعنی کالاهای مصرفی. هرچقدر از سمت بازاریابی کالاهای مصرفی به سمت بازاریابی خدمات پیش میرویم مفهمومی به نام عملکرد بازاریابی تعاملی interactive بیشتر نمود پیدا می کند و فعالیت های خارج از آمیخته بازاریابی بیشتر رنگ و بو میگیرد و اهمیت بازاریابان پاره وقت یعنی همان نیروهایی که در صف اول بازاریابی قرار ندارند اما با مشتریان در ارتباط هستند بیشتر شکل میگیرد.

در بازاریابی معامله ای معمولا تمام اهمیت روی محصول اصلی است یا گاهی اوقات تصویر سازمان و برند آن که همین موضوع سبب اتصال مشتریان به فروشندگان می شود. در این بازار زمانی که یک رقیب محصولی مشابه را عرضه می کند ؛ تبلیغات و تصویر ذهنی می تواند سبب جذب و حفظ مشتریان می گردد، لاقل برای زمانی مشخص. اما مهمترین عامل در این رقابت موضوع قیمت محصول است. شرکتی که قیمت پایین تر و یا شرایط بهتری را ارائه می کند معمولا رقیب خطرناک تری است زیر بازار معامله ای به شدت به قیمت حساس است. از سوی دیگر سازمانی که از بازاریابی رابطه ای تبعیت می کند ارزش های بیشتری را برای مشتریانش خلق می کند و تنها متکی به محصول اصلی نیست. این سازمان ها در طول زمان ارتباط تنگاتنگ و محکمتری را با مشتریانشان ایجاد می کنند. این ارتباطات به عنوان مثال می تواند تکنولوژیک، دانش محور، اطلاعات محور یا مبتنی بر اجتماع باشد. و ارزش افزوده آنها بیش از آنکه بر محصول متکی باشد بر ارزش خلق شده متکی است. قیمت نیز در این بازار بی اهمیت نیست اما معمولا از اهمیت کمتری برخوردار است. بازایابی رابطه ای بنابراین کمتر نسبت به قیمت حساس است.

استراتژی در مارکتینگ

استراتژی بازاریابی به برنامه یا فعالیت‌های سازمان یا شخص در راستای فروش یا تبلیغ محصول یا خدمات اشاره دارد. یک استراتژی مارکتینگ روش‌های منحصربه‌فرد برای هر برند است که با هدف پیشبرد اهداف برند برنامه‌ریزی شده تا موقعیت برند را در بازار تثبیت کند. این استراتژی از شناخت دقیق بازار، رقبا و مشتریان به دست می­آید.

استراتژی مارکتینگ توسط شرکت‌های مختلف در جهت تعامل با مخاطبان مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین از آن برای آگاه‌سازی مشتریان در مورد قابلیت‌ها، ویژگی­ها، مزایا و تفاوت‌های محصولات یا خدمات استفاده می‌شود. تمرکز آن بر روی برانگیختن مخاطبان هدف برای خرید محصول یا استفاده از خدماتی مشخص است. استراتژی‌های مارکتینگ ممکن است کاملاً نوآورانه باشد و یا اینکه روش‌هایی باشد که قبلاً توسط دیگران مورد استفاده قرار گرفته است. یک استراتژی مارکتینگ مؤثر، به شما کمک می‌کند با پشت سر گذاشتن رقبا در بازار موفق شوید.

استراتژی وظیفه‌ی جهت‌دهی برند در بازار را بر عهده دارد. برای تدوین یک استراتژی درست در مارکتینگ باید سه اصل مهم را همیشه در نظر داشته باشیم:

  • مأموریت برند؛
  • مزیت رقابتی برند؛
  • و نواحی منتخب بازار که در آن برند می‌تواند مشتریان اصلی‌اش را جذب کند.

انواع مارکتینگ

درواقع نمی‌شود بازاریابی را با این چند پاراگراف به‌طور جامع تعریف کرد؛ زیرا ما با انواع بازاریابی روبرو هستیم که هر کدام برای هدفی خاص به وجود آمده‌اند. برای انتخاب بازاریابی متناسب با هدف برند خود، ابتدا بایستی درک درستی از بازار هدفمان داشته باشیم و سپس روش بازاریابی مؤثر را به‌صورت بلندمدت یا میان‌مدت، انتخاب کنیم.

اینفلوئنسر مارکتینگ (Influencer Marketing):

بر اساس انجمن تبلیغ‌کنندگان ملی (ANA)، اینفلوئنسر مارکتینگ بر استفاده از افرادی که بر خریداران بالقوه نفوذ دارند، تمرکز دارد و فعالیت‌های مارکتینگ را حول این اشخاص هدایت نموده تا پیام یک برند را به بازار بزرگ‌تر برساند. در اینفلوئنسر مارکتینگ، به‌جای مارکتینگ مستقیم برای یک گروه بزرگ از مصرف‌کنندگان، یک برند الهام‌بخش یا حمایت‌کننده اینفلوئنسرها (شامل سلبریتی‌ها، تولیدکنندگان محتوا، حامیان مشتری و کارمندان) می‌شود تا از طریق آن‌ها اطلاع‌رسانی نماید.

 

مارکتینگ رابطه‌مند (Relationship Marketing):

با توجه به انجمن تبلیغات ملی (ANA)، مارکتینگ رابطه‌مند به استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی برای تقسیم‌بندی مصرف‌کنندگان برای ایجاد وفاداری اشاره دارد. مارکتینگ رابطه‌مند از مارکتینگ پایگاه داده، تبلیغات رفتاری و تجزیه‌وتحلیل برای هدف‌گیری دقیق مشتریان و ایجاد برنامه‌های وفاداری استفاده می‌کند.

مارکتینگ ویروسی (Viral Marketing):

مارکتینگ ویروسی یک پدیده مارکتینگ است که افراد را برای انتقال پیام مارکتینگ تسهیل و تشویق می‌کند. علت انتخاب نام ویروسی این است که تعداد افرادی که در معرض پیام قرار می‌گیرند مشابه روند انتقال ویروس یا بیماری از یک شخص به شخص دیگر باشند.

مارکتینگ سبز (Green Marketing):

مارکتینگ سبز به توسعه و بازاریابی محصولاتی اطلاق می‌شود که ازنظر محیط‌زیستی ایمن هستند. به‌طور مثال محصولاتی که برای به حداقل رساندن تأثیرات منفی بر محیط فیزیکی یا بهبود کیفیت آن طراحی شده‌اند. این اصطلاح همچنین ممکن است برای توصیف تلاش برای تولید، تبلیغ، بسته‌بندی و بازیابی محصولات به روشی حساس یا پاسخگو به نگرانی‌های محیط زیستی استفاده شود.

مارکتینگ چریکی (Guerilla Marketing):

بازاریابی یا مارکتینگ چریکی یک استراتژی بازاریابی غیرمتعارف و خلاق را توصیف می‌کند که هدف آن کسب حداکثر نتیجه از حداقل منابع است.

بازاریابی محتوا (Content Marketing):

بازاریابی محتوا تکنیکی برای ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار برای جذب و به دست آوردن مخاطبین تعریف شده با هدف هدایت اقدام سودآور مشتری است. بر اساس انجمن تبلیغات ملی (ANA)، بازاریابی محتوا شامل روش‌های مختلفی برای روایت داستان برند است. بازاریابان بیشتر و بیشتر تبلیغات خود را به سمت بازاریابی محتوا / قصه‌گویی در می‌آورند تا جذابیت و پیوند عاطفی بیشتری با مصرف‌کننده ایجاد نماید.

دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing):

دیجیتال مارکتینگ استفاده از کانال‌های دیجیتال یا اجتماعی برای تبلیغ یک برند یا دستیابی به مصرف‌کنندگان است. این نوع بازاریابی را می‌توان در اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جستجو، دستگاه‌های تلفن همراه و کانال‌های دیگر اجرا کرد. این امر به روش‌های جدید بازاریابی برای مصرف‌کنندگان و درک تأثیر رفتار آن‌ها نیاز دارد.

مارکتینگ کلمات کلیدی (Keyword Marketing) نیز می­تواند زیرمجموعه دیجیتال مارکتینگ قرار گیرد. این روش شامل استقرار یک پیام مارکتینگ در مقابل کاربران بر اساس کلمات و اصطلاحات کلیدی است که از آن‌ها برای جستجو استفاده می‌نمایند. یک مزیت اساسی این روش این است که به بازاریابان این قابلیت را می‌دهد تا به افراد مناسب با پیام مناسب و در زمان مناسب دسترسی پیدا نمایند. برای بسیاری از بازاریاب‌ها، بازاریابی کلمات کلیدی به قرار دادن یک تبلیغ در زمانی که کلمات کلیدی خاصی وارد می‌شود منجر می‌شود. توجه داشته باشید که در سئو (SEO)، این اصطلاح به دستیابی به جایگاه برتر در نتایج جستجو اشاره دارد.

بازاریابی اجتماعی (Social Marketing):

بازاریابی اجتماعی کاربرد فنون بازاریابی در مسائل اجتماعی است تا در افراد انگیزه انجام عمل یا رفتاری را که درنهایت برایشان سودمند است ایجاد نماید. در بازاریابی اجتماعی مشتری یک شرکت‌کننده (جزء) فعال در فرآیند تغییر رفتار است. منظور از مبادله، مبادله منابع یا ارزش‌ها بین دو یا چند نفر با منابع مختلف است. البته در بازاریابی اجتماعی این کالا یا پول نیست که مبادله می‌شود، بلکه نیاز، فکر، ایده و یادگیری است که مبادله می‌شود و درنهایت تغییر رفتار حاصل می‌گردد.

بازاریابی دهان‌به‌دهان (Word of Mouth Marketing):

۹۲% از مصرف‌کننده‌ها، پیشنهادهای دوستان یا خانواده‌شان را بیشتر از هر نوع دیگری از تبلیغات باور می‌کنند. بازاریابی دهان‌به‌دهان یا WOMM که مخفف Word Of Mouth Marketing! است، به‌طورکلی یعنی تأثیرگذاری فعال و برانگیختن طبیعی گفت‌وگوهای حول یک برند، سازمان، محصول و یا رویداد. در بازاریابی دهان‌به‌دهان، محصول شما باید به‌قدری قدرتمند باشد تا مشتریان دلیلی برای تعریف و صحبت درباره محصول شما داشته باشند. زمانی که مشتری از محصول یا خدماتی رضایت داشته باشد، سعی می‌کند آن را به دوستان و آشنایان خود معرفی کند.

بازاریابی قطره‌ای (Drip Marketing):

بازاریابی قطره‌ای این امکان را به برندها می‌دهد که با مخاطبان خود در تعامل باشند و به این صورت همواره در ذهن مشتریانشان تازه می‌مانند. بازاریابی قطره‌ای (Drip Marketing) برگرفته از روش کشاورزی شناخته‌شده‌ آبیاری قطره‌ای است. در آبیاری قطره‌ای، گیاهان با مقدار اندک آبی که به‌صورت قطره‌ای در طول زمان دریافت می‌کنند، رشد می‌کنند.

بازاریابی گردشگری یا توریستی (Tourism Marketing):

بازاریابی گردشگری یا بازاریابی توریسم یا توریسم مارکتینگ (Tourism Marketing) یک اصطلاح است که به فعالیت کسب‌وکاری که بازدیدکنندگان جذب شده به یک مکان خاص که می‌تواند یک ایالت، یک شهر، یک میراث مخصوص یا مقصد توریستی، هتل یا مرکز کنفرانس باشد را مورد هدف قرار می‌دهد اشاره دارد. این مکان می‌تواند هر چیزی باشد که دارای پتانسیل برای جذب توریستی است و بازدید یک مکان جدید برای گردشگر باشد.

بازاریابی جاویژه یا بازاریابی گوشه‌ای (Niche Marketing):

بازاریابی جاویژه یا بازاریابی گوشه‌ای یعنی متمرکز کردن فعالیت‌های بازاریابی روی بخشی کوچک، مشخص و به‌ خوبی تعریف شده از بازار. البته در واقعیت چیزی به‌عنوان «نیچ» در بازار وجود ندارد. بازاریابان نیچ را با تشخیص نیازها و خواسته‌هایی که تابه‌حال توسط دیگر شرکت‌ها به ‌خوبی و یا اصلاً برآورده نشده، خلق می‌کنند. به‌طورکلی در نیچ مارکتینگ، سعی می‌کنیم به شرکتی بزرگ در بازاری کوچک تبدیل شویم. نیچ مارکتینگ یک استراتژی کارآمد برای کسب‌وکارهای کوچکی است که می‌خواهند با صرف بودجه کم، محصول یا خدماتشان را به بخش خاصی از بازار معرفی کرده، به فروش برسانند و شانس خود را برای زنده ماندن در رقابت با شرکت‌های بزرگ افزایش دهند.

 بازاریابی خدمات ( Service Marketing):

بازاریابی خدمات به دنبال این شناخت ویژگی­های منحصر به فرد خدمات در مقایسه با بازاریابی کالاهای فیزیکی  در اوایل دهه 1980 بعنوان یک زمینه جداگانه برای مطالعه ظاهر شد و شامل بازاریابی خدماتی مانند خدمات ارتباط از راه دور ، خدمات مالی ، انواع مهمان نوازی ، خدمات تفریحی و تفریحی گردشگری ، خدمات اجاره اتومبیل، خدمات بهداشتی و درمانی و .. است.  این بازاریابی به خدماتی که شرکت ها به مصرف کننده ها و یا شرکت ها به شرکت ها می­دهند اشاره دارد.

 

حق ساخت قابل انتقال TDR

در شهرهای دنیا مکانیسمی به اسم حق ساخت قابل انتقال (Transferable Development Right)  یا TDR وجود دارد که کمی شبیه تراکم‌ در شهر تهران است ولی تفاوت‌های عمده‌ای هم با آن دارد. تی دی آر فرایندی است که به عنوان ابزار کنترل پراکندگی شهری از طریق متمرکز کردن توسعه در نظر گرفته می شود.

تی ‌دی ‌آر چیست و چه فرقی با تراکم ‌فروشی دارد؟ به طور ساده مکانیسم تی ‌دی ‌آر یک مکانیسم «سقف و مبادله» (Cap and Trade) است. شهر برای مناطق مختلف سقف تراکم تعیین می‌کند و مطمئن می ‌شود که حجم کل تراکم در یک ناحیه از حدی بیش‌تر نمی ‌شود. ولی در داخل محدوده مالکان ساختمان‌های مختلف می ‌توانند حق‌ تراکم ‌شان را به سازندگان داخل منطقه بفروشند. با این مکانیسم جلوی سر کشیدن ده‌ها برج در یک منطقه فشرده گرفته می‌شود ولی برج سازان می‌توانند حق تراکم (گاهی حق هوا هم گفته می‌شود) مالکان ساختمان‌ها و زمین ‌های کم‌ تراکم را بخرند و نهایتا همه این تراکم‌ ها را در قالب یک ساختمان بلند بسازند.

در بسیاری از کشورها  از این مکانیسم در راستای حفاظت از زمین های کشاورزی و یا بافت های تاریخی استفاده می شود. شهرداری بنا به ملاحظات فرهنگی و تاریخی، ممکن است بخواهد که بافت برخی مناطق را دست نخورده نگه دارد. به عنوان مثال مناطقی که بناهای تاریخی و فرهنگی معروفی دارد که حیات شهری فعالی دارند و نیاز است تا حفظ شوند. در این صورت بنا به توافق شهرداری و مالکان آن ناحیه تاریخی خاص، تراکم ساختمان‌های این منطقه قابل انتقال به سازندگانی در مناطق دیگر شهر خواهد بود. بدین ترتیب مالکین زمین های کشاورزی و یا بافت های تاریخی و فرهنگی با داشتن حق انتقال توسعه زمین های خود، انگیزه بیشتری برای حفظ بافت موجود زمینشان دارند و با حمایت ساز و کارهای قانونی قادر خواهند بود این حق توسعه را به شرکت های توسعه دهنده و یا سازندگان خرد واگذار کنند. همچنین از مزایای دیگر این حق انتقال، قابلیت افزایش توسعه در مناطقی است که زیرساخت های آماده بیشتری دارد و بنابراین می تواند سبب توسعه متقارن هم جهت با زیرساخت های شهری شود.

تفاوت این مکانیسم با تراکم ‌فروشی در این است که در این شیوه شهرداری حق ندارد اجازه ساخت تجمیعی بیش‌تر از تراکم مشخص شده در هر ناحیه مشخص (Zone) را به سازندگان بدهد. بلکه فقط اجازه می ‌دهد تراکم به صورت سیال بین ساختمان ‌های منطقه تعیین شده جابه‌جا شود، بدون این که تراکم کل منطقه تغییر کند.

در این روش شهرداری می‌تواند درآمد خود را از مالیات روی مبادلات خرید و فروش تراکم تأمین کند. ضمن این که ایده مالیات سالیانه از تراکم واگذارنشده به غیر هم مطرح است. بدین نحوکه تراکم و زمین دو دارایی جانشین هم هستند. شما می‌توانید جمعیت بیش‌تری را در سطح (زمین بیش‌تر) یا در ارتفاع (هوا) ساکن کنید. پس هوا و زمین به لحاظ تابع تولید مسکن شبیه هم عمل می‌کنند. برخی شهرها این سیاست را دارند که از زمین به نسبت ساختمان مالیات خیلی بیش‌تری بگیرند تا به این شکل دارندگان زمین خالی را به ساختن تشویق کنند. همین سیاست برای مالیات گرفتن از تراکم واگذارنشده  هم مطرح است چون آن هم شبیه زمین ساخته‌ نشده است.

 

 

چیدمان صنوف Tenant Mix

چیدمان صنوف به معنای بخش بندی و طراحی چیدمان انواع کاربری ها و فروشگاه هایی است که می توانند در یک مرکز خرید حضور داشته باشند. یکی از مهمترین مواردی که در تعیین آینده مراکز و مجتمع های تجاری تأثیر بسزایی دارد، استقرار صنوف است. چیدمان صنوف یک مرکز خرید به خصوص مراکز خرید جدید که در بازار رقابتی امروز به دنبال تعیین موقعیت و سهم خود در بازار هستند، به طور گسترده به عنوان یک عامل مؤثر در موفقیت مالی و بازاریابی مراکز تجاری شناخته می‌شود. این چیدمان در راستای هدف مدیران جهت بهبود تصویر ذهنی از مرکز خرید و افزایش هم افزایی واحدهای مختلف صنفی می‌باشد که این استراتژی بر جذابیت مراکز خرید تأثیر مثبت می‌گذارد.

به طور کلی 3 نوع مستأجر در مراکز خرید وجود دارد: مستأجرین خرده فروش، مستأجرین لنگر  (Anchor)، مستأجرین فضای خرده‌فروشی کوچک و اصطلاحاً فضاهای مرده. در تعریف شورای بین المللی مراکز خرید (International Council of Shopping Centers) از مستأجرین لنگر ویژگی هایی فهرست شده است، ازجمله اینکه؛ معمولاً این مستأجرین، بزرگترین فضاهای تجاری یک مال را به خود اختصاص می دهند و به عنوان یکی از ویژگی های متمایزکننده یک مرکز خرید در برابر سایر مراکز مشابه و رقبا عمل می کنند. معمولاً این مستأجرین برای خود به صورت مستقل و جداگانه فعالیت های تبلیغاتی انجام داده و مشتریان را به بازدید از فروشگاه های خود در مال یا مرکز خریدی مشخص تشویق می نمایند؛ که به نوبه خود باعث افزایش بازدیدکنندگان از آن مال یا مرکز خرید می شود. از عوامل مؤثر در چیدمان صنوف مناسب، توجه به مکان‌یابی فروشگاه‌های لنگر (Anchor) کلیدی: فروشگاه‌های غذایی، ورزشی، دسته DIY (Do It Yourself)، بخش‌های اوقات فراغت (مثل سینما)، فروشگاه‌های لوازم الکترونیک و برندهایی از مد باید در مکانی قرار بگیرند که فضای کافی برای عبور و مرور حجم مراجعه کننده را داشته باشند و مغازه‌های دیگر نیز بتوانند از همین رفت و آمد استفاده کرده و در معرض دید قرار بگیرند.

خریداران نیز از لحاظ ماهیت به 5 دسته تقسیم می‌شوند که در ادامه شرح هریک آمده است:

-       خریدار اقتصادی: خریدار منطقی و هدفمند که عمدتاً به دنبال حداکثر نمودن ارزش پول خود می‌باشد.

-       خریدار شخصی: خریداری که علاقمند به برقراری رابطه قوی با کارکنان فروشگاه‌ها می‌باشند.

-       خریدار بااخلاق: خریداری که از فروشگاه‌های محلی در برابر فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای حمایت می‌نماید.

-      خریدار بی تفاوت: خریداری که علاقه به خرید نداشته و خرید را یک امر اجتناب ناپذیر، اما ناخوشایند می‌داند.

-     خریدار تفریحی: شخصی که خرید را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای گذران اوقات فراغت می‌بیند.

چالش اصلی مراکز خرید جذب و تعامل با 5 دسته مختلف خریداران می‌باشد و اساساً یک مدیریت مرکز خرید خوب، می تواند با جایگزین کردن ترکیب متناسبی از کاربری ‌ها و فروشگاه‌ ها در آن مال، به همه مستأجرین (Tenants) خود کمک کند تا شانس بیشتری برای جذب همه گروه‌های مختلف مراجعان در مقایسه با سایر مراکز خرید داشته باشند.

در مطالعات چیدمان صنوف هدف آن است که تعادلی منطقی میان ویژگی های مرکز خرید همچون موقعیت قرارگیری آن، مساحت، طراحی و مشتریان بالقوه با درصدی که به هر یک از صنوف اختصاص داده می شود به وجود بیاید. برای تعیین دقیق مستأجران هر واحد تجاری مرکز خرید سه سطح مطالعاتی وجود دارد:

در سطح نخست از این فرآیند یعنی Shop Mix، درصد و مساحت اختصاص داده شده به هر یک از صنوف بنا به استراتژی های تعیین شده رشد و توسعه تعیین می شود. در مرحله دوم یعنی Tenant Mix، کاربری های مختلف در گروه های اصلی در سطح مرکز خرید پخش می شوند و در سطح نهایی Brand Mix، کاربری دقیق هر بخش مشخص شده و مذاکره با برندهای مختلف صورت می گیرد.

 

 

پیش از شروع فرآیند چیدمان اصناف و ترکیب بندی مرکز خرید لازم است مطالعاتی در راستای بدست آوردن توجیه پذیرترین نوع ممکن ترکیب اصناف صورت پذیرد. مطالعات عمیق بازار از جمله موارد کلیدی و حائز اهمیت برای توسعه یک مرکز خرید است. دراین مطالعه مروری بر ویژگی های کلی بازار، ویژگی ها و تجزیه و تحلیل های اجتماعی و جمعیت شناختی، تحلیل پروژه های رقیب، تحلیل های شناخت از جمله سوات ، پیمایش تقاضای بازار از توسعه آتی، تعیین استراتژی های کوتاه مدت و بلند مدت توسعه، مروری بر استراتژی های پوزیشنینگ، تعیین بازگشت سرمایه مورد نظر و تعیین استراتژی های مالی از جمله این موارد در مطالعات اولیه است.

 

سطوح فرآیند چیدمان صنوف در یک مرکز خرید:

1. Shop Mix

پس از آنکه تصویری واضح از آنچه مرکز خرید قرار است در آینده باشد بدست آمد، Shop Mix با توجه به این تصویر تعیین خواهد شد. مراکز خرید متفاوت ممکن است ترکیب های متفاوتی در این مرحله داشته باشند که این تفاوت ها ناشی از مطالعات مردم شناسی، اهداف توسعه مرکز خرید، موقعیت پروژه و رفتار مصرف کننده است. در Shop Mix هر صنف ضریبی از GLA را به خود اختصاص می دهد که طبق همین ضریب، فرآیند انتخاب اصناف شروع خواهد شد. ضرایب اختصاص داده شده به اصناف باید همواره همزمان با تغییرات بازار به روز شوند. گرایش های مختلف بازار در بازه های زمانی مختلف باید مد نظر قرار گیرد و در صورتی که این موضوع نادیده انگاشته شود، ممکن است از استقبال مرکز خرید کاسته شود.

 2. Tenant Mix

1.2. ایجاد تعادل در جذابیت تمامی طبقات:

یکی از نکاتی که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد، نوع چیدمان صنوف در طبقات است به گونه ای که هیچ یک از طبقات، فاقد عوامل جذاب نبوده و از پاخور کافی برخوردار باشند. از عوامل موثر در ایجاد جذابیت طبقات مراکز خرید، وجود فروشگاه های لنگر یا anchor ها می باشد؛ وجود یک یا چند مستأجر لنگر (Anchor Tenants) در یک مرکز خرید تعداد مشخص و تضمین شده ای از مراجعان را در هر دوره زمانی برای یک مرکز خرید و فروشگاه های اطراف این مستأجرین اصلی به همراه خواهد داشت که باعث افزایش رونق کسب وکار فروشگاه های مال می شود. فروشگاه برندهای مختلف بنا به ویژگی های هویتی مساحت های مختلفی دارند. قرارگیری فروشگاه های لنگر لزوماً در انتهای کریدورها نیست و ممکن است در مرکز نیز قرار بگیرند، نکته در این است که بتوانند جریان حرکتی متعادلی را در مرکز خرید به وجود آورند. حضور فروشگاه های لنگر همچون H&M ، C&A ، Zara ، M&S و غیره و یا دپارتمان استورها در انتهای کریدورها که در حالت عادی به صورت بن بست و دور از دسترس به نظر می رسند سبب افزایش ارزش مکانی می شود. ابعاد مختلف هویت این برندها، تفاوت های فرهنگی رفتار مصرف کننده و رونق فروشگاه های لنگر همگی باید در مکان یابی آنها در نظر گرفته شود. فروشگاه‌های لنگر دیگر  همچون کتابفروشی ها یا شهر کتاب، فروشگاه های مولتی مدیا و غیره تمایل پیدا کرده اند در مساحت های متوسط در مراکز خرید قرار بگیرند و شاید اصلی ترین دلیل این موضوع تأثیر فروش اینترنتی در جریان کسب و کار آنها باشد. موقعیت فضاهای فودکورت، رستوران و کافه باید با توجه به در دسترس بودن فضاهای پشتیبان تعیین شود. به عنوان مثال، دسترسی به زیرساخت های توزیع و تحویل مواد اولیهdelivery ، فضای باز کافی برای عبور و مرور، فضای کافی نشست seating area ، و غیره. همچنین این فضاها باید به طور پراکنده در طبقات پخش شوند. وجود برندهای معروف فست فود نیز در جذابیت طبقات مختلف حائز اهمیت است.

2.2. پاخور:

موضوع پاخور هنگامی اهمیت خود را در موفقیت یک مال نشان می دهد که دریابیم چنانچه ترکیب مستأجرین مال براساس بخش های طراحی شده در مرکز خرید؛ انتخاب و جاگذاری شده باشند» پاخور « می تواند مراجعه کنندگان بیشتری را به مرکز خرید جذب کرد و اصطلاحاً (Footfall) مال را بالا برده و در نهایت انتخاب های متنوع تر و بهتری را در اختیار مراجعه کنندگان قرار دهد. این امر به نوبه خود باعث می شود تا حرکت مراجعان درون فضاها و راهروهای مال آرام تر بوده و مرکز خرید پر مراجعه، اما نه پر ازدحام باشد. مجموعه این عوامل است که باعث مراجعه دوباره و چندباره به یک مرکز خرید و در نهایت رشد و رونق کسب و کارهای موجود در آن مرکز خواهد شد.

در بخش بندی و طراحی کاربری هایی که می توانند در یک مرکز خرید مدرن و امروزی جایگزین شوند؛ بعضی از مارک ها، فروشگاه ها یا ارائه کنندگان کالا و خدمات دارای جایگاه ویژه و برتری نسبت به سایرین می باشند. این برتری که می تواند ناشی از قدرت و شناخته شده بودن این مارک ها باشد همانند H&M ، Marks and Spencer ، Debenhams ، Gallery Lafayette یا ناشی از نوع خدمات و کالاهایی که ارائه می کنند همانند Virgin Mega Store ، Home Center ، IKIEA ، Carrefour ، در هر مجتمع خرید یا مالی به عنوان مستأجرین اصلی (Key Tenants) یا مستأجرین جذب کننده (Brands / Draw Tenants) و در اصطلاح مستأجرین لنگر (Anchor Tenants/ Brands) که در قسمت پیشین تشریح شد، نامیده می‌شوند.

3.2. ارتباط عوامل جذاب برای قشر مراجعه کننده:

مسلماً هر یک از طبقات بر اساس نوع صنف، مخاطب خاص خود را خواهند داشت.fast food ، قشر جوان و یک رستوران لوکس، قشر میانسال یا خانواده را جذب خواهند نمود. لذا در توزیع صنوف بایستی همخوانی بین عوامل جذاب و نوع صنوف مد نظر قرار گرفته شود. چیدمان بسیاری از طبقات مرکز خرید ممکن است با رویکرد خاصی صورت گیرد یا به اصلاح theme-oriented باشند. در این موارد باید به نوع انتخاب فروشگاه های لنگر بسیار توجه کرد. مهمترین نکته در این بخش این است که بدانیم برای چه نوع مرکز خریدی ترکیبی از مستأجرین را تعیین می کنیم. همانطور که در بخش Shop Mix هم ذکر شد، مراکز خرید گوناگون ترکیب هایی متفاوت دارند و حتی نوع برندهایی که به عنوان لنگرگاه در آنها استفاده می شود فرق خواهند داشت.

برای انتخاب نوع فروشگاه های لنگر و چیدمان صنوف در یک مرکز خرید ریتیل پارک ابعاد و اندازه و هویت برندها قطعا با دیگر مراکز خرید تفاوت خواهد داشت.

- این مراکز هیچ حوزه تحت نفوذ پیاده ای ندارند و دسترسی به آنها تنها از طریق خودرو امکان پذیر است.

- به مخاطب انبوهی نیاز دارند.

- حوزه تحت نفوذ آنها وسیع تر است.

- دسترسی به هر بخش از ریتیل پارک با خودرو امکان پذیر است بنابراین مرکزیت این دسته از مراکز خرید با پارکینگ تعریف می شود.

- معمولاً دارای تم یا سبکی خاص هستند.

- برروی DIY، غذا، کالاهای ورشی و کالاهای الکترونیک بسیار متمرکز هستند.

- فروشگاه های لنگرگاه دارای مساحت بزرگ هستند:

هایپرمارکت: 8000 تا 15000 مترمربع

DIY: هفت هزار تا 15000 مترمربع

الکترونیک: 1000 تا 3500 مترمربع

ورزشی: 1200 تا 4000 مترمربع

برای جذاب بودن چیدمان صنوف برندهای پوشاک و مد، مولتی مدیا، پوشاک کودکان در ترکیب به کار می روند.

 

 

تفاوت ویژگی های اوتلت مال با یک ریتیل پارک نیز گرچه هر دو به لحاظ موقعیت قرارگیری، مساحت و نوع حوزه تحت نفوذ به هم شباهت دارند، سبب می شود چیدمان صنوف و نوع فروشگاه های لنگرگاه در آن ها متفاوت باشد. اوتلت مالها حوزه نفوذ بزگتری دارند اما به لحاظ هویت آنها و مرکزیت آنها به جای حضور خودرو با عابر پیاده تعریف می شود، فروشگاه های لنگرگاهی کوچکتری تا حدود 500 مترمربع دارند. معمولاً این دسته از فروشگاه ها در یک outlet پوشاک و مد و یا فروشگاهی ورزشی است. فودکورت یا رستوران در این مراکز نقش حائز اهمیتی را ایفا نمی کند و در مساحت های کوچک و تنها به دلیل ارائه خدمات ضروری ساخته می شوند.

 

4-2 سنخیت :

منطقه بندی و اختصاص چند واحد تجاری کنار هم، برای فروش کالاهای همسان، رویکردی است که در برخی از مجموعه های تجاری اتفاق می افتد و دلیل عمده آن ایجاد اثر تشدید کننده و همچنین تسریع در پیدا نمودن صنف مورد نظر توسط مراجعین (خریداران کالا) می باشد. از این رو منطقه بندی صنوف همجنس در یک منطقه جهت دسترسی به اهداف فوق باید مورد توجه قرار گیرد. اصطلاح "حسن همجواری" در همین ارتباط مطرح می شود. یکی از رویکردهای مد نظر در صنف بندی در بسیاری از مراکز خرید صنف بندی طبقه ای می باشد به معنای قرارگیری برندهای با طبقه اجتماعی همگون در یک طبقه. به عنوان مثال بسیاری از مراکز خرید از کالاهای لوکس تا برندهای اجتماعی mass to luxury  را در مرکز خرید خود در طبقات متفاوت جای می دهند. اغلب در این رویکرد برندهای لوکس در طبقات پایینی و برندهای عمومی تر در طبقات بالایی جای می گیرند. نمونه خوبی از این رویکرد بوتیک مال ها یا shopping village ها هستند.

5-2 ارتباط صنف با متراژ :

با توجه به بالابودن قیمت کاربری تجاری، تخصیص متراژ بهینه به صنوف از اهمیت زیادی برخوردار است و نکتهای که باید بدان توجه داشت این است که متراژهای کوچکتر به صنوفی اختصاص یابند که توان کمتری برای خرید واحد دارند و یا بنا به ملاحظات کسب و کار نیاز به متراژ بالاتر ندارند.

6-2 ملاحظات امنیتی و فیزیکی واحدها :

برخی صنوف مثلاً طلا و جواهر، نقره و حتی ساعت که در انطباق نسبت حجم و قیمت، جزء کالاهای گران بوده و به راحتی قابل انتقال هستند، نیاز به فضای امنیتی خاص دارند. برای این صنوف می بایست واحدهایی که به ورودی ها، خروجی ها و یا معابر به صورت مستقیم دسترسی ندارند در نظر گرفته شوند. ترکیب نوع، تعداد و اندازه فضاهایی که باید به هر کاربری در یک مجتمع تجاری اختصاص داده شوند نیز بسیار مهم است. به هر میزان این ترکیب برآمده از مطالعات دقیق بازارشناختی بوده و بتواند به طیف وسیع تری از نیازهای مخاطبان، ساکنان محلی و مراجعه کنندگان به مال پاسخگو باشد؛ به همان میزان، تعداد مراجعات و در نتیجه سطح سرزندگی، شلوغی و محبوبیت یک مال را بالا برده و به دنبال خود افزایش فروش را برای فروشگاههای مال به ارمغان میآورد. بخش بندی (Zoning) به صورت خاص؛ شامل اختصاص دادن هر بخش از فضای مال به نوع خاصی از کاربری ها است. در واقع؛ امروزه موفقیت یک مرکز خرید تا حد زیادی به نوع و کیفیت فروشگاه ها و کاربری های موجود در آن بستگی دارد. تجارب بین المللی نشان دهنده آن است که بخش بندی یا زونینگ با مفهوم اختصاص دادن هر بخش به صنفی خاص نتیجه موفقیت آمیزی ندارد. امروزه زونینگ به معنای در کنار هم بودن اصناف مرتبط و یا تکمیل کننده تعریف می شود.

7-2 فرآیند اجاره داری:

جذب برندها در مرحله Brand Mix در فرآیند چیدمان صنوف در مراحل مختلفی از توسعه صورت می گیرد. اینکه مرکز خرید در کدام مرحله توسعه می باشد در این امر بسیار حائز اهمیت است. حیات یک مرکز خرید را می توان به آغاز به کار، رشد، بلوغ و افول تقسیم بندی کرد. پیش از مرحله افول استراتژی repositioning باید در دستور کار قرار گیرد که می تواند مرکز خرید را در فرآیندی مجدد از رشد وارد کند. با آغاز به کار یک مرکز خرید توسعه دهندگان به دنبال افزایش پاخور و از این طریق معرفی مرکز خرید به توده مردم هستند. در این حالت ممکن است هنوز فروشگاه های بسیاری خالی از مستأجر باشند و بنابراین رقابت میان برندهای مختلف متوسط است. با رشد مرکز خرید از خالی بودن فروشگاه ها کاسته شده و رقابت شدت می گیرد. نسبت حضور برندهای مختلف به فروش و پاخور همچنان زیاد است. در مرحله بلوغ، میزان فروش و پاخور به تعادل و حالتی ثابت می رسد و می توان گفت که این همان سطح انتظار توسعه دهندگان از عملکرد مرکز خرید است. بنا به قرارگیری مرکز خرید در هر یک از این مراحل گونه های مختلفی دسته های مختلفی از برندها برای ورود به مرکز خرید باید دعوت شوند و به عبارتی با برنامه ریزی درست تقدم و تأخر حضور فروشگاه های مختلف می توان به سطح مطلوبیت مورد انتظار در مرحله بلوغ یک مرکز خرید رسید. نمودارهای زیر زمان مذاکره با هریک از این برندها را نسبت به روز بازگشایی نشان می دهد. باید توجه داشت حضور بسیاری از فروشگاه های لنگر به عنوان مثال هایپرمارکت الزامات فیزیکی خاصی را می طلبد که با زمان درست مذاکره می توان این تغییرات و یا اصلاحات را در ساخت مرکز خرید اعمال کرد.

 3. Brand Mix

مرحله آخر فرآیند ترکیب بندی مرکز خرید یا Brand Mix ، تحت تأثیر مستقیم مطالعات positioning یا جایگاه یابی می باشد. انتخاب برندهای مناسب برای مرکز خرید باید منطبق با هویت تعریف شده برای آن باشد تا تمامی اقدامات توسعه و برندینگ در یک راستا صورت گیرند.

مطالعات مختلف نشان داده گروه مخاطب مرکز خرید عمدتاً از طبقه درآمدی متوسط و پایین هستند و در این دسته به خرید از فروشگاه هایی نظیر دپارتمان استور علاقه مند می باشند. همچنین سبک خرید این افراد بیشتر سنتی است. بنابراین گروه برنامه ریز برندهای مختلف را با تمرکز بر این دسته انتخاب کرده و برای از دست ندادن گروه های مخاطب بعدی، ترکیبی از دیگر دسته های برندها را نیز در نظر گرفته اند.

پس از مذاکرات اولیه با هر یک از برندهای مد نظر، فرآیند جانمایی آغاز خواهد شد. نمودارهای ذیل فرآیندی کلی از زمان مناسب از مذاکره و آغاز به کار چیدمان مغازه و ویترین اصناف مختلف را نشان می دهد. این نمودار ممکن است بنا به الزامات خاص تغییراتی داشته باشد.

1-3 اولویت واگذاری واحدها براساس نوع کاربری:

در مجتمع های تجاری، معمولاً اصنافی که بازگشت سرمایه در آنها فاصله زمانی کوتاه تری دارد )بدلیل میزان فروش بالا( در فاز اول توسعه بیشتر، مورد استقبال قرار می گیرند. قابل توجه اینکه این اصناف، بدلیل جذب تعداد زیادی از مشتریان؛ موجب رونق کسب و کار دیگر اصناف و در نهایت کل مجتمع تجاری خواهند شد؛ لذا اصنافی که در فاز اول فروش مجتمع هستند که گاهاً فاز اول ساخت را نیز تشکیل می دهند؛ ترجیحاً بایستی از صنوف پر استقبال تر و پر طرفدارتر ) منطقه(، انتخاب گردند. معمولا هایپر مارکت ها جزء اولین فروشگاه هایی هستند که در یک مرکز خرید راه اندازی می شوند. علاوه بر موضوع سهم فروش، اولویت واگذاری بر مبنای الزامات تجهیزات و ساخت نیز تعیین می شود. بسیاری از فروشگاه ها بدلیل وجود استانداردهای خاص برند نیاز به اقدامات اصلاح ساخت، ساخت دکور و ویترین و مواردی از این دست دارند که پیش از آغاز به کار نیازمند زمانی برای مسائل هستند.

از جمله موارد دیگر به عنوان استراتژی های مفید واگذاری، بخش بندی واگذاری مجموعه مرکز خرید در فازهای مختلف است. فازبندی واگذاری علاوه بر تسریع در بازگشت سرمایه و افزایش نقدینگی پروژه، سبب معرفی گام به گام پروژه به بازار هدف می شود و به عبارتی فازهای اولیه به عنوان افزایش پاخوری برای کل پروژه عمل می کند. امارات مال Emirates Mall ، نمونه ای از فازبندی افتتاح پروژه است.

یک برنامه مناسب اجاره دهی شامل موارد زیر است:

- برنامه ریزی از قبل : برنامه ریزی برای امسال ، سال آینده و 3 سال آینده

- قیمت گذاری متناسب با نیازهای محدوده جغرافیایی بازار مصرف

- انجام معامله هایی عادلانه و اخلاقی با تجار به نسبت نوع کسب و میزان درآمد آن ها

 

کارکنان بخش اجاره دهی بایستی تمام اطلاعات مربوط به وضعیت مجتمع، درصد پیشرفت پروژه، وضعیت فروش مستأجران، ارتباطشان با مشتریان و تأثیر اجرای برنامه ها بر جذب مستأجر و جمعیت را بطور کامل تجزیه تحلیل و ارزیابی کنند و همینطور از اتمام زمان اجاره مغازه ها مطلع باشند لذا آنها مستأجران جدید مجتمع را با مراجعه به دیگر مراکز خرید و راه های ارتباطی دیگر از قبل تعیین می کنند و همچنین دائماً متوجه مستأجران قوی که با چیدمان فروشگاه ها تناسب دارند هستند. آنها نقش مهمی در تنوع چیدمان خرده فروشان و سرویس های ارائه شده برای ارائه یک فضای پرسود و جذاب دارند. امروزه در صنعت مدیریت مرکز خرید چیدمان مناسب تجاری و تخصصی امری بسیار حیاتی در موفقیت یک مرکز تجاری است زیرا راسته بازارهای ایجاد شده به توانایی ارتباط فیزیکی مغازه ها با یکدیگر و سهولت انتخاب مشتریان در ارتباط با کالای مورد نظرشان کمک می کند.

بدین ترتیب و با انجام سه مرحله فرآیند چیدمان صنوف می توان به یک ترکیب خوب از اختلاط صنوف دست یافت که به صورت مکمل و یا سازگار، خرده فروشی و خدمات، تخصیص فضای کارآمد (تعداد و اندازه) و مکان یابی مناسب مستأجرین با توجه به خصوصیات و ویژگی های هر مرکز خرید دست یافت. این چیدمان صنوف یک وضعیت استاتیک نیست؛ همانطور که مد و ترجیحات مشتریان دگرگون می‌شود، بازار نیز در طول زمان تغییر می‌یابد. بنابراین ممکن است ترکیب ایده‌آل یک دوره برای دوره بعد مناسب نباشد، درنتیجه مدیران مراکز تجاری بایستی به صورت دائمی این ترکیب را تنظیم نمایند تا با روندهای بازار تطبیق پیدا نمایند.

 

 

 

 

 

پارکینگ هوشمند Smart Parking

گسترش روزافزون شهرها با پیچیدگی در مدیریت نیازهای شهروندان همراه است. حجم بالای خودرو در شهرها و یافتن محل پارک از جمله مشکلات امروزی زندگی شهری به شمار می‌رود. یکی از راهکارهای کاهش این مشکل، مدیریت مناسب پارکینگ‌ها بوده و سیستم مدیریت پارکینگ و پارکینگ هوشمند از ابزارهای آن می‌باشد. در واقع پارکینگ‌های هوشمند در راستای مدیریت بهتر محل پارک خودرو، بهینه‌سازی منابع موجود و صرفه‌جویی در طول زمان شکل گرفته است.

پارکینگ‌های هوشمند دارای تجهیزاتی از جمله سنسور دوربین، کیوسک جست‌وجوی خودرو، کارت‌خوان برد بلند، چراغ راهنمای ورودی، کارت هوشمند، نمایشگر اعداد و ... می‌باشند. در سیستم مدیریت پارکینگ هوشمند تمام اطلاعات مربوط به فضاهای پارکینگ، به صورت لحظه‌ای از طریق آشکارسازهای اولتراسونیک که در بالای هر جای پارک ماشین نصب‌شده، نشان داده می‌شود، سپس این اطلاعات جمع آوری ‌شده و به پردازشگر اصلی ارسال می‌شوند. پردازشگر نیز داده‌های بدست آورده را به نمایشگر مختص آن جای پارک ارسال می‌نماید و تعداد ماشین موجود در پارکینگ مشخص می‌گردد.

در ابتدای ورودی هر طبقه و راهرو یک صفحه نمایشگر وجود دارد که تعداد فضاهای خالی قابل پارک خودرو را نمایش می‌دهد و رانندگان به کمک آن می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان به سمت فضاهای قابل پارک هدایت شوند. در زمان خروج از پارکینگ نیز دستگاه‌های پرداخت اتوماتیک در قسمت خروجی پارکینگ و یا داخل ساختمان پارکینگ وجود داشته تا رانندگان بتوانند به راحتی و بدون هیچگونه معطلی هزینه پارک خودروی خود را پرداخت نمایند.

همچنین تعبیه پارکینگ‌های هوشمند در مراکز خرید به نوعی مزیت رقابتی محسوب شده و به عنوان یکی از ارکان اساسی توجه به رفاه و آسایش مراجعین خود تعریف می‌شود. بدین ترتیب مراجعین به سادگی خودروی خود را پارک نموده و پس از اتمام خرید و تفریح نیازی به پیاده‌روی طولانی با بار سنگین، صرف زمان زیاد جهت یافتن خودرو، پرداخت هزینه و خروج از پارکینگ نخواهند داشت. برخی از تجهیزات پارکینگ‌های هوشمند در مراکز تجاری عبارتند از: صفحه نمایشگر تعداد فضاهای پارک موجود و قابل دسترس، چراغ راهنمای فضاهای پر و خالی، دستگاه‌های کارت‌خوان پرداخت هزینه، صفحه‌های هوشمند جستجوی مکان پارک خودرو و ... می‌باشد.

برخی از مزایای پارکینگ‌های هوشمند در مراکز تجاری عبارتند از:

- آگاهی کامل و دقیق از شمار و محل خودروهای موجود در پارکینگ در لحظه

- افزایش ضریب امنیت خودروها در لحظه‌ی تردد، ورود، خروج و توقف

- کاهش زمان ثبت خودرو در سیستم

- کاهش میزان و در نتیجه هزینه‌ی نیروی انسانی

- افزایش میزان ایمنی و امنیت برای خودروها و سرنشینان

- کاهش هزینه‌های تعمیر و نگهداری پارکینگ‌های مراکز تجاری

- سهولت و سرعت دریافت هزینه‌ها به صورت خودکار یا دستی

- صرفه‌جویی و مدیریت مصرف انرژی

- مدیریت ترافیک و دسترسی به مجتمع به‌ویژه در زمان‌های اوج

- ارائه‌ راهکار یکپارچه در راستای اهداف شهر هوشمند

- ارائه‌ خدمات ارزش افزوده به مشتریان

 

نا کارآمدی پارکینگ های فعلی در سطح شهرهای ما یک واقعیت است و با رشد روزافزون جمعیت شهرها، ساخت و اجرای پارکینگ‌های هوشمندی که به خوبی برنامه‌ریزی شده باشد، حیاتی است و با توجه به مزایای پارکینگ‌های هوشمند، پیش‌بینی آن برای شرکت‌های بزرگ خصوصی، دولتی، مراکز تجاری، تفریحی و به طور کلی مراکز پرتردد یک امر ضروری خواهد بود. در واقع برخورداری از سیستم‌های پارکینگ هوشمند در مراکز تجاری به بهینه‌سازی منابع موجود و صرفه‌جویی در زمان، کمک شایانی نموده و باعث هدایت سریع و بدون نگرانی رانندگان به جایگاه‌های آزاد می‌گردد. در واقع یکی از دغدغه‌های اصلی سازندگان اینگونه مراکز، پیش‌بینی سامانه‌ای متشکل از تجهیزات گوناگون بوده است که به مراجعین کمک می‌نماید تا در کمترین زمان ممکن، مکان قابل‌دسترس برای پارک خودروی خود را بیابند و این مهم از طریق استقرار پارکینگ‌های هوشمند به دست می‌آید و به رفاه مراجعین و صرفه‌جویی هرچه بیشتر در زمان کمک می‌نماید.

 

 

بیشتر بخوانید:

پارکینگ صورتی

فودکورت و فودهال

بلک باکس

 

 

پارکینگ صورتی Pink Parking

پارکینگ صورتی، پارکینگ مخصوص بانوان است که در پارکینگ‌های عمومی و با هدف تأمین آسایش و امنیت بیشتر برای بانوان تعریف شده است. کانسپت اینگونه پارکینگ‌ها ابتدا در آلمان مطرح شده و به تدریج در سایر کشورها رواج یافته و مورد استقبال قرار گرفته است.

فضاهای پارکینگ بانوان در سال 1990 میلادی در آلمان برای امنیت و کاهش آزارهای جنسی که به دنبال تاریک و خلوت بودن پارکینگ‌ها به وجود آمده بود، مطرح شد. پس از آلمان کشورهایی همچون کره جنوبی و چین نیز از این کانسپت استفاده کردند و مکان‌هایی جهت پارک خودروهای بانوان را در نظر گرفتند. پس از مدت کوتاهی در برخی از مناطق آلمان احداث پارکینگ‌های صورتی تبدیل به قانون شد و حداقل 30% فضای پارکینگ‌ها می‌بایست به بانوان اختصاص پیدا می‌کرد. لازم به ذکر است این نوع پارکینگ‌ها توسط اداره راهنمایی و رانندگی تعیین نمی‌شوند و تنها در پارکینگ‌های عمومی با مالکیت شخصی امکان استقرار دارند.

پس از مدتی این پارکینگ‌ها را رنگ نموده تا به واسطه تمایز رنگی (صورتی) در خط‌کشی و تابلوهای راهنما قابل تشخیص باشند. این پارکینگ‌ها اغلب در نزدیکی خروجی‌های پارکینگ و در صورت طبقاتی بودن پارکینگ در نزدیک‌ترین فاصله با پله‌های برقی و آسانسورها قرار دارند.

امروزه برخی از مراکز خرید نیز از این کانسپت استفاده نموده و در پارکینگ‌های خود مکان‌های ویژه‌ای جهت پارک خودروهای بانوان به خصوص مادران و کودکان و بانوان باردار تعبیه شده است. این پارکینگ‌ها عموماً در مجاورت پله برقی و یا آسانسور جهت دسترسی آسان رانندگان پیش‌بینی و مکان‌یابی شده است، بنابراین، ایشان می‌توانند با طی مسافت کوتاهی وارد مرکز خرید شده و به راحتی و بدون نگرانی به خودروی خود دسترسی داشته باشد.

 

بیشتر بخوانید:

پارکینگ هوشمند

فودکورت و فودهال

بلک باکس

 

 

فودکورت و فودهال Foodcourt & Foodhall

امروزه فودکورت‌ها به جزء جدایی ناپذیر مراکز تجاری مدرن تبدیل شده‌اند و اساساً یکی از نقاط قوت و جذابیت مراکز تجاری و تفریحی به شمار می‌روند. می توان گفت یکی از دغدغه‌های اصلی سازندگان مجتمع‌های تجاری، تخصیص فضاهای وسیع و گسترده به فودکورت‌ها جهت جذب جمعیت بیشتر و ایجاد نشاط و سرزندگی می‌باشد. از طرفی اصطلاح فودهال که در برخی کشورها مترادف فودکورت استفاده می‌شود، کمابیش سازندگان و سرمایه‌گذاران را دچار سردرگمی و ابهام معنایی نموده است. بنابراین در این متن تلاش شده مفهوم هریک از این اصطلاحات و تفاوت‌های آن‌ها تشریح شود.

در سال 1962، شرکت روئوس، گوردون پک را برای توسعه یک مال به نام بی‌ شر وی گاردن در تورنتو استخدام نمود. گوردون پک به استقرار فروشگاه‌های مواد غذایی که ابتدا در یک فروشگاه محبوب در بورلی هیلز ایجاد شده بود علاقه‌مند بود. این فروشگاه دارای رستوران‌های متعددی بوده که هریک محل نشستن مخصوص به خود را داشتند که با حصاری از یکدیگر جدا شده بودند، بنابراین اگر خانواده‌ای از دو رستوران متفاوت غذا سفارش می‌دادند، نمی‌توانستند در کنار هم بنشینند. فضای رستوران‌های این بازار منجر به ایده ایجاد رستوران‌های با فضای مشترک جهت نشستن گردید. بدین ترتیب هر رستوران فضای خود را و بخشی از فضای مشترک را اجاره می‌نماید. در نهایت در فوریه سال 1971 شر وی گاردن با 16 رستوران و 32000 مترمربع فضای مشترک رستوران باز شد و فودکورت به سبک مدرن متولد گردید و در دهه 90 میلادی این فضا به یکی از بخش های اصلی مراکز خرید و بخشی از فرهنگ غذایی تبدیل شدند. از طرف دیگر فودهال ریشه قدیمی‌تری داشته و به اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی در انگلستان و به یک چای فروشی برمی‌گردد که مقابل مغازه خود فضایی جهت نشستن و صرف چای و میان‌وعده ایجاد کرده بود اما مفهوم مدرن فودهال در سال 2007 و با افتتاح Eataly در محل یک کارخانه قدیمی در ایتالیا برمی‌گردد که به صورت یک سالن غذاخوری یکپارچه و با ارائه غذاهای با کیفیت بسیار خوب و منحصر به فرد متولد شد.

 فودهال نیز همانند فودکورت فضای مشاع گسترده دارد به طوری که در برخی از کشورهای آسیایی و اقیانوسیه این دو مفهوم معادل و به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما ماهیت این دو مفهوم با یکدیگر تفاوت دارد و در اینجا به برخی از این تفاوت‌ها اشاره می‌شود:

1- فودکورت‌ها اساساً در مراکز خرید تعریف و پیش‌بینی می‌شوند، اما فودهال‌ها در هر مکانی می‌توانند توسعه یابند و این بدین معناست که یک فودکورت در جایی خارج از مراکز خرید تعریف نمی‌شود اما ماهیت فودهال به مرکز خرید وابسته نیست.

2- غرفه‌های موادغذایی یک فودهال تحت مدیریت و یا مالکیت یکپارچه می‌باشند، در حالی‌که در فودکورت برندهای متفاوتی می تواند تحت مدیریت‌ مجزایی فعالیت داشته باشند .

3- در فودهال‌ها غذاهای محلی‌تر و با کیفیت بهتری ارائه می‌گردد، در حالی که در فودکورت‌ها غالباً شعبه‌های فست‌فودهای زنجیره ای وجود دارد.

4- در فودکورت‌ها صرفاً غذا به فروش می‌رسد، اما در فودهال‌ها به خصوص در فودهال‌های اولیه، خواربار و محصولات کشاورزی نیز در کنار غذاهای محلی به فروش می‌رسد.

 

بنابراین باتوجه به مطالبی که مطرح شد و به طور خلاصه، در یک فودهال زمان و بعضاً هزینه بیشتری جهت صرف یک وعده غذایی صرف می‌شود، ممکن است در مکانی خارج از مجتمع‌های تجاری و تفریحی ایجاد شوند و در آنها ممکن است محصولات کشاورزی و مواد غذایی ارگانیک ارائه شود؛ در حالی که فودکورت به طور حتم در یک مرکز خرید ایجاد می‌شود، رستوران‌های متفاوتی در آن وجود دارد که عموماً از نوع فست فود می‌باشند و نقش ایستگاه سوخت‌گیری و آرامش را در کنار خرید کردن ایفا می‌نمایند.

 

بیشتر بخوانید:

بلک باکس

پارکینگ صورتی

پارکینگ هوشمند

 

 

 

 

ریتیل پارک Retail Park

ریتیل پارک ها در تئوری، تفاوت چندانی با مراکز خرید سنتی در شهر ندارند؛ در آن ها چندین فروشگاه خرده‌فروشی وجود دارد که افراد جهت تهیه لوازم موردنیاز خود به آن مراجعه می‌نمایند، اما یکی از ویژگی‌های متمایزکننده ریتیل پارک ها از مراکز خرید محل قرارگیری آن‌ها می‌باشد که عموماً در کنار گذرگاه ها و شریان های اصلی شهرهای بزرگ که دسترسی خوبی دارند، ایجاد می شوند و آلترناتیو مناسبی به جای مراکز شلوغ و پرتردد داخل شهر به حساب می‌آیند. وجود تعداد زیاد پارکینگ‌های رایگان و مجاورت با جاده‌های اصلی موجب دسترسی ساده‌تر نسبت به اینگونه مراکز خرید شده و در نتیجه مراکز شهر برای خرده‌فروشان جذابیت کمتری دارند. استفاده مشترک از پارکینگ های رایگان و همچنین مزایای محیط زیستی از جمله کاهش آلودگی ترافیک در مرکز شهر باعث گسترش ریتیل پارک ها در اقصی نقاط دنیا شده است.

ساخت سریع و کم هزینه در زمین های ارزان قیمت، اجاره ارزان‌تر فروشگاه‌ها نسبت به دیگر مراکز خرید درون شهر در استفاده قشرهای متوسط رو به پایین جامعه نقشی شگرف دارد. این نوع مراکز خرید در دنیا به عنوان اقتصادی ترین پروژه های توسعه در قالب "اشتغال و رفاه عمومی" در یک دهه گذشته پیشتاز بوده اند.

 

ریتیل پارک ها می توانند نقش یک منطقه آزاد و یا بندر خشک در شهر را ایفا نموده که در شکوفایی و ایجاد توسعه پایدار، ورود سرمایه و اشتغال در کنار خرید ارزان قیمت جهت قشرهای متوسط رو به پایین جامعه تأثیر چشمگیری دارد.

 

به تدریج و با افزایش استفاده از اینترنت، نیاز کمتری به مراجعه حضوری به ریتیل پارک‌ها جهت تهیه اقلام مورد نیاز بود، افراد می‌توانستند قیمت‌ها را به صورت اینترنتی مقایسه نموده و به سادگی اقلام سنگین را درب منزل و یا محل کار خود دریافت نمایند. ریتیل پارک‌ها برخلاف مراکز خرید سنتی درون شهری، برای افرادی طراحی شده بود که با توجه به نیازهای خود به آن مراجعه می‌نمودند و پس از تهیه کالاهای موردنیاز خود آنجا را ترک می‌کردند. بنابراین افراد برای گذران وقت و تفریح همچنان به مراکز خرید سنتی مراجعه می‌کردند، بنابراین کارایی ریتیل پارک‌ها به شدت کاهش یافت. در این زمان این مراکز خرید شروع به تکامل کردند و بخش‌های تفریحی با قیمت مناسب به ریتیل پارک‌ها افزوده شد، بدین ترتیب ریتیل‌پارک‌ها مجدداً مورد استقبال فروشگاه‌ها و مشتریان قرار گرفت. برخی از امکانات جانبی  موجود در اینگونه مراکز شامل سینماها، باشگاه‌های ورزشی، رستوران‌ها و ... هستند و درنتیجه مراجعین آن‌ها می‌تواننند همچون مراکز خرید درون شهری به جز خرید، دلایل دیگری برای گذران وقت بیشتر در این مراکز داشته باشند. امروزه ریتیل پارک ها نوعی از توسعه مرکز خرید هستند که در اروپا بسیار پرطرفدار می باشند.

 

 

 

امروزه ریتیل پارک‌ها غالباً شامل سه یا چند فروشگاه بزرگ و چندین خرده‌فروشی کوچک‌تر، سالن‌های عرضه محصولات محلی، فضاهای خدماتی، فرهنگی و بازی کودکان بوده و باتوجه به محل قرارگیری خارج از شهر دارای پارکینگ‌های زیاد می‌باشد. لازم به ذکر است تفاوت‌های قابل توجه بین این مراکز و مراکز خرید سنتی به طور فزاینده‌ای در حال کاهش می‌باشد اما آنچه به طور حتم این دو نوع مراکز را از یکدیگر مجزا می‌نماید ارائه خدمات و پیشنهادات متنوع فروشگاه‌های بزرگ در ریتیل پارک‌ها می‌باشد.

 

بیشتر بخوانید:

اوتلت مال

بوتیک مال

 

 

 

 

اوتلت مال Outlet Mall

اوتلت مال‌ها یکی از انواع مراکز خرید نوینی هستند که غالباً خارج از شهرها، در محیط‌های وسیع و گسترده و به صورت یک طبقه ساخته می‌شوند. اوتلت مال‌ها که امروزه بخش جدایی‌ناپذیر اقتصاد بوده و به نوعی بخشی از فرهنگ خرید مردم را تشکیل می‌دهند، ریشه در دهه 30 میلادی ایالات متحده دارند.

در واقع اوتلت مال‌ها به دو دسته  فکتوری استور (factory store) و اوتلت استور (outlet store) تقسیم می شوند. در فکتوری استورها تنها یک برند خاص به فروش می‌رسد، اغلب در کنار کارخانه‌ها قرار داشته و توسط صاحبان همان برند هم اداره می‌شوند، اما در اوتلت استورها می‌توان برندهای متنوعی را مشاهده کرد. این فروشگاه‌ها در دهه 30 میلادی، در ابتدا مکانی بودند که کالاهای آسیب‌دیده یا مازادکارخانه خود را با قیمت پایین به کارکنان خود عرضه می نمودند. بعد از مدتی، این کار در میان افرادی غیر از کارکنان هم گسترش یافت و عرضه کالاها به صورت عمومی شکل گرفت. بدین ترتیب در سال 1963، اندسون لیتل (برند مردانه پوشاک)، فروشگاهی مستقل از کارخانه‌های خود در این حوزه را تأسیس کرد و در سال 1974 شرکت پوشاک آمریکایی "وی اف کورپوریشین" اولین اوتلت استور چندمنظوره را در ریدینگ پنسیلوانیا افتتاح نمود. این دسته از مراکز خرید در دهه‌های 80 تا 90 میلادی رشد چشمگیری را تجربه کردند، بدین صورت که در سال2003 میلادی این مراکز در  260 فروشگاه خود در ایالات متحده 15 میلیارد دلار درآمد کسب کردند. همچنین تعداد این فروشگاه که در سال 1988 حدود 276 عدد بود، تا سال 2013 به 472 فروشگاه افزایش یافت. این فروشگاه‌ها تنها مختص ایالات متحده نبوده و اوت لت‌های مشهوری را می‌توان در اروپا و کشورهای دیگر نیز یافت.

به دلیل بهای نسبتاً کم زمین در محل‌های استقرار اوتلت‌ها، این مراکز عموماً در زمین‌های وسیع خارج از شهر ساخته می‌شوند به طوری که مساحت اینگونه فروشگاه‌ها بین 100هزار و گاهاً تا 600 هزار فوت مربع می‌رسد (55700-9300 متر مربع).  در اوتلت استورها می‌توان کالاهای تخفیف خورده را خریداری کرد و مزیت آن‌ها در این است که اغلب می‌توان، مجموعه‌هایی از برندهای مختلف را که در حال حاضر کمی قدیمی شده‌اند و به اصطلاح مد روز محسوب نمی‌شوند، با قیمت‌هایی بسیار پایین‌تر خریداری نمود. از آنجایی که نگهداری این اجناس در انبارها برای شرکت‌های سازنده هزینه بیشتری در بر دارد، تولیدکنندگان ترجیح می‌دهند با هزینه کمتر (فروش به نرخ پایین‌تر) از هزینه‌های گزاف انبارداری اجتناب ورزند. تنوع بالای این فروشگاه‌ها خود از دلایل دلیل علاقه مندی بسیاری از مخاطبان برای خرید از این دسته مراکز خرید است.

اگرچه اغلب این اجناس مدت‌ها در انبار مانده‌ و گرایش یا مُد روز محسوب نمی‌شوند، اما برخی از شرکت‌ها به صورت جداگانه، چندخط تولیدی را به این فروشگاه‌ها اختصاص داده و  اجناسی نسبتاً باکیفیت را با قیمتی ارزان عرضه می‌نمایند. برخی از اشخاص تنها برای سرگرمی از این مراکز دیدن و خرید می‌کنند، کما اینکه بسیاری از افراد به دلیل نداشتن توان مالی زیاد، برای خرید‌، تنها می‌توانند این مراکز را انتخاب نمایند. این نوع خرید می‌تواند بسیار مقرون به صرفه و اقتصادی باشد، چرا که هم اجناس کیفیت نسبتاً بالایی دارند و هم تخفیف‌های بسیار خوبی را شامل می شوند.

بسیاری از اوتلت‌های مشهور دنیا در مکان یک کارخانه قدیمی احداث شده‌اند و عموماً در خارج شهرها قرار دارند، لذا دسترسی به آن‌ها از طریق خودرو امکان‌پذیر است. استقرار رستوران‌ها و کافه‌ها در کنار معماری جذاب این مراکز از عوامل مهم انتخاب افراد برای گذران روزهای تعطیل خود می‌باشد و می توان گفت به دلیل جذابیت های متنوعی که در کنار خرید در این مراکز وجود دارد، این مرکز مقصدی برای گروه های متنوع بازدیدکنندگان محسوب می شود و به هیچ وجه دارای کلاس اجتماعی نظیر فروشگاه های حراجی یا دسته دوم فروشگاهی ها نمی باشد.

 

امروزه مکان اوتلت مال‌ها به تدریج به بازارهای سنتی نزدیک‌تر شده‌ است، اما همچنان فاصله امن آنها رعایت می شود که این فاصله جغرافیایی جهت به حداقل رساندن مناقشات احتمالی بین این دو نوع مرکز خرید در نظر گرفته می شود و همچنین این جداسازی جغرافیایی بر نوع مراجعه‌کنندگان و استفاده‌کنندگان هریک تأثیر می‌گذارد.

اغلب فروشگاه‌ها در یک اوتلت مال شامل فروشگاه‌هایی با مساحت بالا بوده و به برندهای پوشاک و صنایع وابسته معروف اختصاص داده شده و فروشگاه‌های ریزدانه در این مراکز دیده نمی شوند، همچنین رستوران ها، کافی شاپ ها و واحدهای خدماتی در میانه مرکز جانمایی می شوند.

چهار دلیل پشتیبانی از استقرار اوتلت مال‌ها:

  1. 1. اوتلت مال‌ها یک زمینه دامپینگ مناسب برای موجودی‌های بیش از حد پیش‌بینی نشده و مازاد محصولات در انتهای هر فصل ایجاد می‌نماید. تحقیقات صنعتی نشان می‌دهد که کالاهای مازاد و آسیب‌دیده 15 درصد از محصولات کالاهای اوتلت را در بر می‌گیرد.
  2. 2. برندها از طریق اوتلت مال‌ها حیطه بازار رسمی خود را گسترش می‌دهند و مشتریان بازار غیرقانونی را به مشتریان طبقه حساس به قیمت خود تبدیل می‌نمایند.
  3. 3. تولیدکنندگان از طریق اوتلت ‌مال‌ها قدرت فروشندگان اولیه خود را به چالش می‌کشند و اوتلت‌های هریک از آن‌ها را تنظیم می‌نمایند.
  4. 4. در نهایت تولیدکنندگان می‌توانند از فروش اوتلت و از طریق توزیع دوگانه، بازار ساده و سودآوری داشته باشند. مشتریانی که خدمات بیشتری را خواهان هستند، می‌توانند از خرده‌فروشی‌های اولیه خرید نمایند و با پرداخت هزینه بالاتر خدمات بهتری دریافت نمایند و مشتریانی که خدمات کمتری را مطالبه می‌نمایند، می‌توانند از اوتلت مال‌ها خرید خود را با هزینه پایین‌تر انجام دهند.

 

برخی از معروف‌ترین اوتلت مال‌های دنیا عبارتند از:

 

-           Sanfrancisco Outlet mall

-           Toronto premium outlets

-           Orlando Premium Outlet mall

-           Silver Sands Premium Outlets

-           Vaughan Mills

-           San Marcos Premium Outlets

 

شعار اوتلت مال‌ها این است که «در این مراکز خرید همه مراجعین، محصولات خریداری شده خود را حمل می‌کنند» و این بدین معناست که تمامی مراجعین آن می‌توانند به محصولات موردنظر خود دست یابند. اگرچه شدت رقابت قیمت و نزدیکی برندهای مختلف در اوتلت مال‌ها بر روی سودآوری هریک تأثیرگذار است و ممکن است سودآوری اوتلت مال‌ها را برای برندهای مختلف کاهش دهد، اما افزایش تعداد هرروزه این مراکز خرید به معنای موفقیت برندهای مختلف در کنار یکدیگر بوده و این گونه مراکز خرید به عنوان یکی از پتانسیل‌های نوین در بازار و فروش محصولات به شمار می‌رود.

 

بیشتر بخوانید:

ریتیل پارک

 بوتیک مال